|
گل یاس پرپر
|
|
باز هم موسم پرپر شدن گل آمد باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد آسمان دل ما ابرى و بارانى شد ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد دل بىسوز و گداز از غم زهرا دل نيست دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست خون و اشك از دل و از ديده ما مىجوشد فاطمه صورت خود را ز على مىپوشد عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند با دل خسته و بشكسته على تنها ماند اثر دستستم از رخ نيلى نرود هرگز از ياد على، ضربتسيلى نرود با على راز نگفتى تو زبازوى كبود باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟ داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است
نويسنده:خادم الحسین ع |
چهارشنبه پنجم فروردین 1388
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|